عکس های جدید از دانشگاه پیام نور مرکز الیگودرز کلیک کن!
توجه: استفاده از مطالب این وب بدون درج نظر خود از نظر تمامی ادیان و مذاهب (اسلامی - مسیحی -یهودی - کلیمی - زرتشتی - بودایی - شیطان پرستان - کفار و ...) عملی غیر اخلاقی و زشت اعلام شده .حتما قبل از خداحافظی نظر هم بدید!
حذف اضطراری نیمسال دوم دانشگاه پیام نور از شنبه ۱۶اردیبهشت آغاز شد! در ادامه مطلب
بعضی از نمرات نیمسال اول ۹۱-۹۰ به دلیل اصلاح سوالات تغییر کردند! در ادامه مطلب
ابطال بخشی دیگر از قوانین پیام نور از سوی دیوان عدالت اداری! در ادامه مطلب
چرا در نیمسال اول ۹۱/۹۰ هیچ درسی ریزشی اعلام نشد؟ در ادامه مطلب
دانشگاه پیام نور اصلاحیه لیست منابع رشته های مختلف را در اردیبهشت ماه ۹۱ منتشر کرد در حالی که کمتر از دو ماه به امتحانات پایان ترم نیمسال دوم سال تحصیلی۹۰-۹۱ دانشگاه پیام نور باقی مانده است اصلاحیه لیست منابع این دانشگاه منتشر شد. متاسفانه به دلیل عدم اطلاع رسانی روشن و کافی توسط مسوولان این دانشگاه از جزییات این اصلاحیه اطلاعاتی در اختیار نیست. بررسی ها نشان میدهد بخش دیگری از دروس دانشگاه پیام نور نوع آزمون آنها از تشریحی به تستی و تشریحی تغییر کرده است . به کلیه دانشجویان توصیه می شود از آنجا که احتمال دارد تغییری غیر قابل باور صورت بگیرد ! حتما و حتما لیست منابع رشته خود را مورد بررسی قرار دهید لیست منابع - اردیبهشت91
رییس دانشگاه پیام نور زمان ثبت نام و برگزاری آزمون های فراگیر سال ۹۱ را نیمه دوم سال اعلام کرد-۱۸فروردین۹۱
درس آشنایی با دفاع مقدس را درس اختیاری (اجباری ) برای کلیه دوره های مقطع کارشناسی -اسفند۹۰
همه دروس پیام نور مشمول قانون تبصره ماده ۱۰ شدند-رد شدن دروس پیش نیاز-پس نیاز(۹۰.۱۲.۲۵) ادامه مطلب
توجه: به شهریه ای که دانشگاه پیام نور(سایت گلستان) براتون در نظر گرفته اعتراض دارید؟ بهتره خودتون حساب کنید - جدول شهریه تمام مقاطع سال تحصیلی ۹۱-۹۰ دانشگاه پیام نور(PDF) کلیک کنید!کلیک کنید!
دانشگاهی نیمسال دوم ۹۱-۹۰ دانشگاه پیام نور
-------------------
از تاریخ
تا تاریخ
مهمان شدن دانشجويان توسط مراكز
90/10/01
90/11/10
درخواست تغيير رشته و انتقال
90/11/08
90/12/08
ثبت نام و انتخاب واحد
90/11/11
90/11/20
شروع كلاسهاي
90/11/23
91/03/12
حذف و اضافه
90/12/06
90/12/۱۲
ثبت نام آزمون تغيير رشته(بند ج)
91/02/20
91/02/30
ثبت نمره ميان ترم
حداکثر تا
91/03/23
دريافت كارت آزمون
91/03/06
91/04/16
امتحانات
91/03/20
91/04/16
دانلود سوالات کارشناسی ارشد ۱۳۹۱ دانشگاه سراسری کلیه رشته ها کلیک کنید!
دانلود نمونه سوال و پاسخ نامه دروس کلیه رشته های پیام نور! کلیک کنید!
آیا آیین نامه میانترم تغییر کرده یا خواهد کرد؟ در ادامه مطلب
براساس اطلاعات ارايه شده از سوي سازمان سنجش و آموزش كشور در سال گذشته درصد پذيرش دانشجويان دانشگاه پيامنور در مقطع كارشناسي ارشد و دكترای نيمهمتمركز 2 برابر دانشگاه آزاد بود.
یه يخچال نو خريدم، يخچال قديميه رو گذاشتم دم در روش نوشتم: رايگان! هركسي خواست، ببره. هر روز ميومدم مي ديدم يخچال سر جاشه! دو سه روز گذشت ديدم اينطوريه رو يخچال نوشتم: براي فروش، 50000 تومان! فردا صبحش اومدم ديدم يخچال رو دزديدن!
******************************
یکی تعریف میکرد: رفته بودیم یه جا مهمونی، صاحب خونه یه دختر ملوس داشت، 3،4سالش بود، دیوار راستو میرفت بالا! نازش کردم، بوسیدمش و بهش با لحن بچه گونه گفتم: خاله دون، جن سالته عجیییجم؟ اسمتو بهم میگی خانومه خوججل؟ چند ثانیه تو چشام نگاه کرد، بعدش خیلی جدی گفت: احمق، مثل آدم حرف بزن ببینم چی میگی ..!
******************************
بابام داشت روزنامه ورزشی میخوند یهو دیدم بغضش ترکید، گفتم چی شده؟ گفت: داشتم روزنامه میخوندم دیدم نوشته «سردار رویانیان به همراه سردار زارع برای صحبت کردن رفتن پیش سردار عزیز محمدی»، یهو یاد عملیات فتح المبین افتادم!
تازه سردار آجرلو (مدیرعامل استیل آذین) و سردار جعفری (مدیر عامل تراکتور) و سردار اولیایی (مدیرعامل پاس) پشت خاکریز گیر افتاده بودن و به جلسه نرسیدن!!!!!
******************************
جالب است هواپيمای جاسوسی آمريکا با اين همه سيستم رادار گريز و... شناسايی و شکار میشود ولی کاروان مواد مخدر وارد کشور میشود... [روزنامه خراسان - ستون حرف مردم]
******************************
یه زن و شوهر رو تخت خوابيده بودن، خانومه كه داشت خواب مي ديد ناغافل فرياد میكشه : "شوهرم اومد..." مرد بيچاره از خواب مي پره و دستپاچه خودشو پرت ميكنه زير تخت !!
******************************
زمانى كه ما مدرسه مى رفتيم، يك نوع املاء بود به نام 'املاء پاتخته اى' ، در نوع خودش عذابى بود اليم! براى كسى كه پاى تخته مى رفت يه حسى داشت تو مايه هاى اعدام در ملاءعام.. و براى همكلاسى هاى تماشاچى چيزى بود مصداق تفريح سالم..
******************************
همه ما یه جورایی یه زمانی جز اقلیت های هندی بودیم ؛ .چون همه مون یه روزی یه گاوی رو به عنوان عشق می پرستیدیم !!!
******************************
یه همکلاسی دختر داشتیم، طفلک خیلی ساده بود. یه روز باهاش قرار داشتیم واسه آزمایشگاه دیر رسیدیم. گفت چرا دیر کردین؟ دوستم گفت: سلف بودیم! - ساعت 4 عصر؟! سلف که الان تعطیله! - داشتیم دیگا رو می شستیم! - دیگ؟! مگه شما باید بشورین؟! دیدم باور کرده زدم به لودگی: آره! هر ترم قرعه کشی می کنن یه بار تو ترم نوبتت میشه، ما پارتی داشتیم امروز شستیم. بعضیا بدشانسن شب امتحان نوبتشون میشه! آقا این رفت تو فکر... فرداش دیدم عین ماده پلنگ زخمی اومد طرف ما! نگو بعد ناهار رفته تو آشپزخونه سلف التماس و زاری که بزارن دیگ بشوره! آشپزا فک کردن نذر داره یا خله، گذاشتن بشوره، بعد گفته: بی زحمت اسم منو از قرعه کشی خط بزنین، شب امتحان به من گیر ندین! اونا هاج و واج! قضیه رو گفته آشپزا ترکیدن :)))) سرآشپز سلف سر این جریان همیشه هوامونو داشت و ته دیگ و گوشت قلمبه میذاشت برامون...
******************************
اعتراف میکنم وقتی کوچیک بودم مخصوصا بازی های فوتبال همیشه فکر میکردم {زنده}یعنی همه زنده و سرحالن وقتی هم بازیکنی زمین میخورد همش نگران بودم نکنه بنویسه مرده کلی غصه میخوردم :)))))
******************************
ـ دوست یعنی کسی که وقتی هست آروم باشی و وقتی نیست چیزی توی زندگیت کم باشه ـ دوست یعنی اون جمله های ساده و بی منظوری که میگی و خیالت راحته که ازش هیچ سوء تعبیری نمی شه ـ دوست یعنی یه دل اضافه داشتن برای اینکه بدونی هر بار دلت می گیره یه دل دیگه هم دلتنگ غمت می شه ـ دوست یعنی وقت اضافه ؛ یعنی تو همیشه عزیزی حتی توی وقت اضافه ـ دوست یعنی تنهایی هام رو می سپرم دست تو چون شک ندارم می فهمیش ـ دوست یعنی یه راه دو طرفه٬ یه قدم من یه قدم تو ؛ اما بدون شمارش و حساب و کتاب ـ دوست یعنی من از بودنت مفتخر و سربلندم نه سر به زیر و شرمنده
ادعا نمی کنم که همیشه به یاد دوستانم هستم ولی ادعا می کنم که لحظاتی که به یادشون نیستم هم دوستشون دارم
******************************
یه استاد داشتیم هر سری میومد سر کلاس به دخترا تیکه مینداخت . یه بار دخترا تصمیم گرفتن با اولین تیکه ای که استاد انداخت، از کلاس برن بیرون . قضیه به گوش استاد میرسه جلسه بعد یکم دیر میاد سر کلاس میگه : از انقلاب داشتم میومدم دیدم یه صف طولانی از دخترا تشکیل شده. رفتم جلو پرسیدم: گفتن با کارت دانشجویی شوهر میدن! دخترا پا میشن برن بیرون ، استاده میگه کجا میرید وقتش تموم شد تا ساعت 10 بود
******************************
شاید برات جالب باشه که اگه نظر نذاری برام مث این میمونه که خرماخیرات رو بخوری ولی فاتحه نفرستی (خیلی کار زشتیه ! درسته؟)
نظرات خودتونو در پست های اول ودوم بگذارید!
+ مدیر و نویسنده : حسن پاکروان تاریخ جمعه 1391/02/22 ساعت
0:25 |
در بیابانی دور که نروید جز خار که نتوفد جز باد که نخیزد جز مرگ که نجنبد نفسی از نفسی خفته در خاک کسی
زیر یک سنگ کبود در دل خاک سیاه میدرخشد دو نگاه که بناکامی ازین محنت گاه کرده افسانه هستی کوتاه
باز می خندد مهر باز می تابد ماه باز هم قافله سالار وجود سوی صحرای عدم پوید راه با دلی خسته و غمگین -همه سال- دور ازین جوش و خروش میروم جانب آن دشت خموش تا دهم بوسه بر آن سنگ کبود تا کشم چهره بر آن خاک سیاه
وندر این راه دراز میچکد بر رخ من اشک نیاز میدود در رگ من زهر ملال
منم امروز و همان و راه دراز منم اکنون و همان دشت خموش من و آن زهر ملال من و آن اشک نیاز
بینم از دور،در آن خلوت سرد -در دیاری که نجنبد نفسی از نفسی- ایستادست کسی!
"روح آواره کیست؟ پای آن سنگ کبود که در آن تنگ غروب پر زنان آمده از ابر فرود؟"
می تپد سینه ام از وحشت مرگ می رمد روحم از آن سایه دور می شکافد دلم از زهر سکوت!
مانده ام خیره براه نه مرا پای گریز نه مرا تاب نگاه!
شرمگین میشوم از وحشت بیهوده خویش سرو نازی است که شادابتر از صبح بهار قد برافراشته از سینه دشت سر خوش از باده تنهائی خویش!
"شاید این شاهد غمگین غروب چشم در راه من است؟ شاید این بندی صحرای عدم با منش یک سخن است؟"
من،در اندیشه که :این سرو بلند وینهمه تازگی و شادابی در بیابانی دور که نروید جز خار که نتوفد جز باد که نخیزد جز مرگ که نجنبد نفسی از نفسی...
غرق در ظلمت این راز شگفتم ناگاه: خنده ای میرسد از سنگ بگوش! سایه ای میشود از سرو جدا! در گذرگاه غروب در غم آویز افق لحظه ای چند بهم می نگریم سایه میخندد و میبینم : وای... مادرم میخندد!...
"مادر ،ای مادر خوب این چه روحی است عظیم؟ وین چه عشقی است بزرگ؟ که پس از مرگ نگیری آرام؟
تن بیجان تو،در سینه خاک به نهالی که در این غمکده تنها ماندست باز جان میبخشد! قطره خونی که بجا مانده در آن پیکر سرد سرو را تاب و توان می بخشد!
شب،هم آغوش سکوت میرسد نرم ز راه من از آن دشت خموش باز رو کرده باین شهر پر از جوش و خروش میروم خوش به سبکبالی باد همه ذرات وجودم آزاد همه ذرات وجودم فریاد
+ مدیر و نویسنده : حسن پاکروان تاریخ جمعه 1391/02/22 ساعت
0:25 |
در زمان سلطنت خسرو پرویز بین ایران و روم جنگ شد و در این جنگ ایرانیها پیروز شدند و قسطنطنیه که پایتخت روم بود به محاصره ی ارتش ایران در آمد و سقوط آن نزدیک شد .
مردم رم فردی را به نام هرقل به پادشاهی برگزیدند. هرقل چون پایتخت را در خطر می دید، دستور داد که خزائن جواهرت روم را در چهار کشتی بزرگ نهادند تا از راه دریا به اسکندیه منتقل سازند تا چنانچه پایتخت سقوط کند، گنجینه ی روم بدست ایرانیان نیافتد.
اینکار را هم کردند. ولی کشتیها هنوز مقداری در مدیترانه نرفته بودند که ناگهان باد مخالف وزید و چون کشتیها در آن زمان با باد حرکت می کردند، هرچه ملاحان تلاش کردند نتوانستند کشتیها را به سمت اسکندریه حرکت دهند و کشتی ها به سمت ساحل شرقی مدیترانه که در تصرف ایرانیان بود در آمد.
ایرانیان خوشحال شدند و خزائن را به تیسفون پایتخت ساسانی فرستادند. خسرو پرویز خوشحال شد و چون این گنج در اثر تغییر مسیر باد بدست ایرانیان افتاده بودخسرو پرویز آنرا ( گنج باد آورده ) نام نهاد. از آنروز به بعد هرگاه ثروت و مالی بدون زحمت نصیب کسی شود، آنرا بادآورده می گویند.
+ مدیر و نویسنده : حسن پاکروان تاریخ پنجشنبه 1391/02/21 ساعت
20:42 |
نقشه متحرک زیر، قلمرو کشور ایران را از آغاز حیات تا کنون نشان میدهد:
هخامنشیان (۳۳۰ – ۵۵۰ پیش از زادروز) نام دودمانی پادشاهی در ایران پیش از اسلام است. پادشاهان این دودمان از پارسیان بودند و تبار خود را به «هخامنش» میرساندند که سرکردهٔ خاندان پاسارگاد از خاندانهای پارسیان بودهاست. هخامنشیان نخست پادشاهان بومی پارس و سپس انشان بودند ولی با شکستی که کوروش بزرگ بر ایشتوویگو واپسین پادشاه ماد فرو ساخت و سپس گرفتن لیدیه و بابل، پادشاهی هخامنشیان تبدیل به شاهنشاهی بزرگی شد. از این رو کوروش بزرگ را بنیانگذار شاهنشاهی هخامنشی میدانند
قلمرو هخامنشیان در دوران اوج خود:
به پادشاهی رسیدن پارسیها و دودمان هخامنشی یکی از رخدادهای برجستهٔ تاریخ باستان است. اینان دولتی ساختند که دنیای باستان را به استثنای دو سوم یونان زیر فرمان خود در آورد. شاهنشاهی هخامنشی را نخستین امپراتوری تاریخ جهان میدانند
تقدیم به "ن.م بیولوژیست" که دوسدار تاریخ ایرانه!
+ مدیر و نویسنده : حسن پاکروان تاریخ یکشنبه 1391/02/17 ساعت
22:23 |
شهر الیگودرز مرکز شهرستان الیگودرز در شرق استان لرستان است.شهر الیگودرز در ناحیهٔ کوهستانی و با آب و هوایی سرد در شرق لرستان واقع شده است.دیرینگی شهر الیگودرز به بیش از ۷۰۰ سال پیش میرسد البته نشانههای تاریخی نیز نشان میدهد که در محدوده شهر الیگودرز در حدود هفده قرن پیش از میلاد، تمدنهایی وجود داشتهاست. البته در تپههای شمال غربی آثاری کشف شدهاست که به دوران پیش از اشکانیان و هخامنشیان تعلق دارد.گویش اغلب مردمان این شهر لری بختیاری است و در سرشماری سال 1390 جمعیتی بالغ بر 163254نفر که 52درصد شهری و 48 درصد روستایی هستند دارد که بعد از خرم آباد و بروجرد مهمترین شهرستان استان لرستان می باشد. در حالی که از نظر وسعت خاکی شهرستان الیگودرز بزرگترین شهرستان ایران بعد از مشهد محسوب می شود..
الیگودرز بین ۴۹ درجه و ۴۲ دقیقه طول شرقی و ۳۳ درجه و ۲۴ دقیقه عرض شمالی واقع شده است.از نظر موقعیت نسبی، الیگودرز در نیمه شمالی شهرستان قرار گرفته است.این شهر از طریق محور شمالی با شهرهای خمین، محلات، اراک و از طریق محور جنوبی با شهرهای ایذه و فریدون شهر، از طریق محور شرقی با شهرهای داران، گلپایگان و خوانسار و از طریق محور غرب و شمال غربی نیز با شهرهای ازنا، دورود، بروجرد و خرمآباد ارتباط دارد.شهر از نظر تقسیمات سیاسی در بخش مرکزی و در محدوده دهستان خمه واقع شده است.شهر الیگودرز از خرمآباد ۱۵۲ کیلومتر، از بروجرد ۱۲۰ کیلومتر، از اراک ۱۲۸ کیلومتر، از اصفهان ۲۳۳ کیلومتر و از تهران ۳۸۰ کیلومتر فاصله دارد.این شهر از نظر موقعیت ارتباطی نسبت به محورهای استانی، از اهمیت ویژه ای برخوردار است.اکثر ساکنین الیگودرز با مهاجرت به شهرهای بزرگ کشور از جمله تهران، اصفهان و اراک ترک وطن کرده و به علت مهاجر پذیر بودن این شهر، تعداد بسیار زیادی از اهالی مناطق روستایی و عشایری در این شهر یک جا نشین شدهاند.الیگودرز از لحاظ تعداد روستا بعد از مشهد(قبل از تقسیم شدن به سه استان) دومین شهرستان کشور محسوب میشد. در استان لرستان بزرگترین شهرستان از لحاظ وسعت حوزه شهرستان الیگودرز میباشد.در وجه تسمیه الیگودرز روایتهای گوناگونی وجود دارد. از آن جمله، روایت ساکنان بومی شهر است. بر مبنای این روایت، واژه الیگودرز، ترکیبی از واژه (آل) به معنی خاندان وگودرز است. بر این اساس مردم الیگودرز را به گودرز پهلوان یکی از شخصیتهای معروف شاهنامه نسبت میدهند که با گذشت زمان، ترکیب آل گودرز کم کم به الیگودرز تبدیل شد.وجود طایفه بزرگ گودرزی در این شهر، این باور را تشدیدکردهاست.نشانههای تاریخی نیز نشان میدهد که در محدوده شهر الیگودرز در حدود هفده قرن پیش از میلاد، تمدنهایی وجود داشتهاست. البته در تپههای شمال غربی آثاری کشف شدهاست که به دوران پیش از اشکانیان و هخامنشیان تعلق دارد. برخی دیگر نیز وجه تسمیه آن را از واژه آلیورز یا آل ورز دانسته اند. در گذشته این منطقه بخش عمده ای از گندم غرب ایران را تولید می کرد و به خاطر پر بار بودن محصول گندم ها به رنگ قرمز در می آمدند به همین خاطر عده ای معتقدند این نام ترکیبی از کلمهٔ آل به معنای قرمز و ورز به معنای کشت است. همچنین این نام را آمیزهای از دو واژه اَل به معنای عقاب و گودرز دانستهاند.
الیگودرز دارای مکانهای تفریحی بسیاری از جمله آبشار چکان دهقادی و چشمه آسار و سراب شامکان در منطقه شول آباد، آبشار لوچ، رود حوضیان، رودخانه ماهیچال، طبیعت اشترانکوه و قالی کوه، آبشار آب سفید، آبشار مبارک آباد، رودخانه مور زرین در بخش زلقی، آبشار تیندر، غار تمندر، جنگلهای بلوط و گردو و سرچشمه دورک، گایکان، دره دورک، دشت لالههای واژگون در روستای دالانی، دره دایی، دره حیدر، دره دایی، کیگوران و یک راه دسترسی به دریاچه گهر می باشد. و همچنین روستای چقاگرگ که از قدیمی ترین روستا های بربرود است و تپه خلیل خان در آن قرار دارد در شمال این شهر بقایای قلعه مندیش و درجنوب غربی و شرقی این شهر تپه ها تاریخی وجود دارد، همچنین در ضلع جنوبی شهر پارک جنگلی بنفشه روی تپه یال احداث شده است.
الیگودرز در ناحیه کوهستانی زاگرس مرکزی قرار گرفته است و نزدیک به ۲،1۰۰ متر از سطح دریا ارتفاع دارد و در امتداد شرق به غرب کشیده شده است.در ضلع شمالی و جنوبی شهر اراضی ناهموار با ارتفاعات و قلل متعدد پراکنده اند به همین دلیل نیز از آب و هوای نسبتاً سرد کوهپایه ای برخوردار است.
کوه سیاه، کوه سفید، کوه ریواس، کوه میال، مندیش، سیاتیر، امیر کوه، ارتفاعات باجگیران و به علاوه در اطراف شهر کوه های دیگری نیز پراکنده اند که مهمترین آنها عبارتند از : چهل گز در شمال شرقی، علی بلاغی در شمال و کمربسته در شمال شرقی و همچنین از کوههای دورتر ازشهر می توان به قالی کوه، اشترانکوه و تمندر اشاره کرد.
+ مدیر و نویسنده : حسن پاکروان تاریخ دوشنبه 1386/12/27 ساعت
0:11 |
درباره وبلاگ
پشت هر کوه بلند سبزه زاریست پر از یاد خدا و در آن باغ کسی می خواند که خدا هست، دگر غصه چرا؟!؟!... آرزو دارم:خورشید، رهایت نکند غم، صدایت نکند ظلمت شام، سیاهت نکند و تو را از دل آنکس که دلت در تن اوست حضرت دوست جدایت نکند...